آداب و رسوم اجتماعی شهر

با توجه به منابع مکتوبی که راجع به آداب و رسوم بندر کنگ وجود دارد و همچنین غنی بودن این بندر از نگاه فرهنگی لازم است از نگاه های متعدد آداب و رسوم مردم بندر کنگ مورد بررسی قرار گرفته و در طول تاریخ مورد مداقه قرار گیرد. چه بسا ممکن است بسیاری از این عقاید و آداب و رسوم که در گذشته رایج بودند، به فراموشی سپرده شوند و یا در حال فراموشی باشند که در ادامه به برخی از آنها پرداخته می‌شود.

مراسم دعای باران

در بندر کنگ همچون دیگر مناطق جنوبی کشورمان، مردم همیشه با کم‌آبی روبه رو هستند. از این لحاظ، باران بزرگ‌ترین نعمت الهی برای تامین آب معیشت آن‌ها محسوب می‌شود. از سال‌های گذشته در مواقعی از سال، مردم برای طلب باران از خداوند مراسمی به نام قبله دعا برگزار می‌کنند. این مراسم که در مسیر تاریخ در نقاط متعدد و کم‌آب ایران برگزار می‌شد و در حال حاضر نیز می‌شود، دارای آداب و رسوم خاصی است که به آن پرداخته می‌شود.

چگونگی اجرای مراسم قبله دعا در بندر کنگ: در روز جمعه اوایل زمستان(آذر یا دی) امام جمعه در مسجد جامع اعلام می کند که فلان روز در فلان محل جمع شوید و قبل از رفتن به قبله دعا چهار روز روزه بگیرید. مردم صبح روز چهارم در حالی که روزه اند به قبله دعا می روند. جمعیتی که در این مراسم شرکت می کنند مردان و بچه های کوچک اند و همگی لباس کهنه می پوشند. چویان به همراه گله خود می آید و قبل از حرکت به دنبال جمعیت بره و بزغاله را از حیوان مادر جدا می کند. جمعیت به سمت قبله حرکت می کنند. افرادی که شرکت می کنند همه به حالت تضرع و زاری «استغفرالله» را زمزمه می کنند. در بیرون از شهر در جایی پاک و مسطح جمع می شوند و نماز می‌خوانند. نماز طلب باران همانند نماز عید است. رکعت اول هفت تکبیر، رکعت دوم پنج تکبیر و در بین دو تکبیر «استغفرالله العظیم» می گویند.

پس از خواندن نماز، امام جمعه روی منبر می رود و در همان محل خطبه ای را قرائت می کند. سپس امام جمعه لباس بالاتنه مثلا بشت(besht)(عبا) خود را بالعکس می پوشد و و جمعیت هم لباس خود را بالعکس می پوشند. امام خطبه دوم را آغاز می کند. در پایان، خطیب دعا می خواند و مردم در جواب آمین می‌گویند. پس از اتمام دعا، مردم دست‌های همدیگر را می گیرند و هریک راهی محل کار و خانه هایشان می شوند. این مراسم حدود یک ساعت به طول می انجامد.

 

مراسم ازدواج در بندر کنگ

امروزه برپایی مراسم ازدواج در میان مردم بندر کنگ تا اندازه ای مانند رسم سال های پیشین است. اگرچه به دلیل تغییر وضعیت اقتصادی، به جای مراسم هفت شبانه روزی عروسی، به برنامه ای سه روزه بسنده شده است، اما هنوز پایبندی به سنت ها در آن مشهود است و این نشان از قدمت شادی و نقش آن در روحیه مردم در بندر کنگ دارد. در این اواخر برخی از زوجین با ازدواج های آسان و حتی گروهی با مراسم مولودخوانی هم موافقت می کنند. اما این نوشتار در پی سیر قدیم و جدید مراسم عروسی در بندر کنگ است. هر چند در قدیم عروسی باعث زیادشدن حس همگرایی در مردم شده و اگر یک عروسی هفت شبانه روز بود، بسیاری از مایحتاج عروسی از جمله چوب برای آتش زیر دیگ، آورد آب از برکه، درست کردن نان و غیره توسط مردم بندر صورت می گرفت و حتی پس از به هم رسیدن دو زوج جوان، بسیاری از کسانی که در عروسی شرکت می کردند حیوانی مانند بز و گوسفند به آنها هدیه می‌کردند.

در مجموع آیین ازدواج در بندر کنگ اگر به شکل سنتی آن اجرا گردد، یکی از جالب‌ترین و منحصربه فردترین نمونه‌ها، برای احیای میراث فرهنگی کشور خواهد بود و باید ذکر شود که شکل اجرای مراسم در بندر کنگ بسیار جالب است به طوری که حتی گردشگران داخلی و یا افراد عادی غیربومی که به دلایلی معمولا اقتصادی وارد شهر می‌شوند، اگر صدای مراسمی از مراسمات عروسی را بشنوند و یا ناخواسته از نزدیک شاهد یکی از مراسمات باشند، تمایل پیدا می کنند که در مراسم و جشن عروسی شرکت کنند و از نزدیک مشاهده گر امورات و جنب وجوش بین افراد باشند. به طوری که از تماشای مراسمات و یا طرز پوشش زنان محلی در عروسی و حتی تزیینات، به خصوص داخل منزل عروس، به وجد می آیند. حجله بندر کنگ در کل مناطق خلیج فارس و کشور ایران زبانزد همگان است. جالب است بدانید در گویش محلی به عروس (گاوور) و به داماد (دومار) و به عروسی (عیش) می گویند.

آماده شدن برای مراسم عروسی حدود یک سال برای خانواده ها زمان لازم دارد. این زمانی است که برای تهیه تدارکات عروسی صرف می‌شود. به دلیل گرمای هوا در بندر کنگ، مراسم عروسی معمولا در فصل های خنک‌تر سال برگزار می شود، اما تصمیم گیری درباره زمان عروسی بیشتر توسط خانواده داماد انجام می‌گیرد، شاید دلیل این امر این است که کلیه تدارکات عروسی باید توسط آنها انجام گیرد. چون در بندر کنگ قدیم و حتی کنونی دختر جهیزیه به خانه داماد نمی برد و در قبال آن مهریه هم بسیار سبک است.

مراسم از زمانی شروع می شد که یکی از بزرگان خانواده پسر برای خواستگاری دختر نزد خانواده وی می رفت. پس از چند روز که پاسخ مثبت خانواده عروس اعلام می شد، بزرگان خانواده داماد با حلقه انگشتری به همراه ساعت و طلا به خانه عروس می رفتند. در همین روز درباره مهریه و تعداد لباس های عروس توافق می‌شد. اما در حال حاضر مانند سایر مناطق ایران در بسیاری از موارد پسر و دختر زوج مورد دلخواه خود را خودشان پیدا می‌کنند.

غیر از این باید تعدادی لباس برای عروس حاضر می شد. این لباس ها که لباس های بومی مردم منطقه است، بسته به میزان توانایی مالی خانواده ها از ۸ تا ۲۵ دست متفاوت بود. اما در حال حاضر لباس انتخابی عروس گران تر و باکیفیت تر شده، و از نظر کمیت تعداد نیز کمتر شده است. عمده ترین چیزی که باعث می شود خانواده ها حداقل یک سال برای عروسی زمان نیاز داشته باشند، دوخت شلوار و جلبیل (نوعی شال محلی) برای عروس است. زمان تقریبی عروسی را هم در همین زمان تعیین می کنند.

 

نوروز

مراسم سال شمسی در کشور ما همیشه توام با رسم‌ها و آداب خاصی است که تنوع آن بسیار چشمگیر است. نواحی مختلف ایران، همسو با تاثیری که از فرهنگ‌های مجاور گرفته‌اند، این مراسم را، که اغلب به جامانده از دوران باستان است، برگزار می‌کنند. در منطقه مورد بررسی به نظر می‌رسد به علت نزدیکی به خلیج فارس و برگرفتن عناصری از فرهنگ کشورهای عربی مجاور، خصوصا پس از اسلام، این مراسم به مرور کمرنگ‌تر شده و کمتر از مناسبت‌های مذهبی در یک سال قمری به آن توجه می‌شود. اما در حال حاضر ابن مراسم دوباره رونق خاصی گرفته است و با توجه به ترکیب جمعیتی کنونی بندر کنگ و مهاجرت مردم از سراسر ایران به این بندر تجاری، برگزاری نوروز و مراسم‌های مربوط به آن دوباره نضج گرفته است.

 

مراسم اوشار یا به آب انداختن لنج

از زمان‌های بسیار دور در منطقه خلیج فارس، بندر کنگ در دریانوردی و لنج‌سازی شهرت فراوانی داشته است. در این بندر لنج‌های مختلفی از جمله بوم، سمبوک، بغله، جالبوت و غیره ساخته می‌شده است. در چند دهه اخیر نوعی دیگر از لنج‌ها به نام «پاکستانی» نیز ساخته می‌شود و هنوز هم حرفه‌ی لنج‌سازی در بندر کنگ رونق خود را از دست نداده، به طوری که شغل اکثریت مردم این بندر در ارتباط با لنج‌سازی و لنج‌داری است.

برای ساختن لنج ابتدا ناخدا یا تاجری که می‌خواست لنجی را اوشار کند نزد استاد لنج‌سازی می‌رفت و سپس استاد لنج‌ساز عده‌ای کارگر را برای ساختن لنج در اختیار می‌گرفتن. آن‌ها در نزدیکی ساحل، بیس[۱] لنج را می‌گذاشتند، در آن روز صاحب لنج گاوی را قربانی می‌کرد و سه الی چهار شبانه‌روز در کنار بیس لنج نگهبانی می‌داد تا هیچ زنی از روی بیس رد نشود. زیرا مردم بندر کنگ زیرا مردم بندر کنگ اعتقاد دارند اگر زن نازایی از روی بیس رد شود آن زن بچه دار می‌شود، اما در عوض باعث می‌شود آن لنج نحس و شوم گردد و هر ساله سه الی چهار نفر جان خود را در این لنج از دست بدهند. پس از چند ماه، کار بر روی لنج به اتمام می‌رسید و در نهایت کارهای مربوطه از قبیل کلفات کردن[۲]، سیفه زدن[۳] و غیره را انجام می‌دادند، سپس صاحب لنج می‌بایست آن لنج را به دریا بیندازد. معمولا لنج را در روزهای شنبه و دوشنبه به آب می‌انداختند. وقتی که صاحب لنج اعلام می‌کرد مثلا روز دوشنبه لنج را به آب می‌اندازد، صبح همان روز می‌بایست صبحانه‌ای را برای جمعیتی که در مراسم به آب انداختن لنج شرکت می‌کنند، تدارک ببینند. پس از خوردن زنگ[۴] یکی از افراد سوره‌ای از قرآن به عنوان مثال سوره‌ی توحید را می‌خواند.

سپس ترم[۵] و دعان[۶] را در زیر جهاز می‌گذاشتند. پرچم سه رنگ و پارچه سبزرنگی را در بالای جهاز نصب می‌کردند. جمعیتی که در ساحل حضور داشتند طناب‌ها را می‌کشیدند. این طناب‌ها در زیر جهاز به ترم وصل بود. مردمی که در این مراسم حضور داشتند در حین کشیدن طناب‌ها اشعاری را به زبان عربی می‌خوانند که در اصطلاح به آنها «صلی» (صلوات و درود) می‌گفتند و به این صورت بود که یک نفر تک خوان با صدایی بلند می‌گفت: «امت محمد صل و سلم علیه» (ای امت محمد صلوات و درود بر او(محمد) بفرستید) و جمعیت جواب می‌دادند «هی والله»(ما آماده‌ایم) سپس تک‌خوان می‌گفت:«هی والله کریم» (ما آماده‌ایم به یاری خداوند) و جمعیت جواب می‌دادند: «هی والله» و دوباره تک خوان می‌گفت «یا رحمان یا رحیم، ام جایرین فی امان الله» (ای بخشنده مهربان، ملت به راه بیفتد به یاری خدا) آن جمعیت جواب می‌دادند «ان شا الله»(اگر خدا بخواهد). جهاز به تدریج شروع به حرکت کردن می‌کرد و از ساحل جدا و به دریا نزدیک‌تر می‌شد. سه الی چهار روز طول می‌کشید تا اینکه جهاز را به داخل آب بیندازند. روز آخر که جهاز را به دریا می‌انداختند، مردم با خوشحالی به طرف صاحب جهاز و ناخدای جهاز می‌رفتند و در کنار ساحل دسته جمعی صاحب جهاز و ناخدا را بلند می‌کردند و آنها را به دریا می‌انداختند. در همان روز صاحب جهاز گاوی را نیز قربانی می‌کرد و خونی را پیشاپیش به جهاز می‌دادند تا نحوست از آن به دور باشد و پوست قربانی را به سینه‌ی جهاز می‌چسباندند. در کنار ساحل منجل[۷] را بر روی آتش می‌گذاشتند، برنج و گوشت طبخ می‌کردند و تمام مردمی که در آن روز در ساحل حضور داشتند، برای ناهار خوردن دعوت می‌شدند و ساعت‌ها جشن و شادمانی در اطراف ساحل برقرار بود. بچه‌ها، مردان و پیرمردان همه در این شادمانی شرکت می‌کردند به امید اینکه جهاز اوشاری وسیله‌ای باشد تا پدران، برادران و فرزندان آن‌ها بتوانند از طریق آن نان خانواده را تامین نمایند. مهمترین مساله در این مراسم جدی بودن و رسمی بودن آن است از جمله مواردی که در این مراسم جنبه نمایشی دارد و می‌توان به آن اشاره کرد: فدیه یا قربانی کردن، ریختن خون و چسباندن خون و چسباندن پوست سر قربانی به سینه‌ی جهاز، غذا دادن به افراد حاضر در مراسم، نواختن ساز و هماهنگی در اجرا است. همیشه یک کارگردان یا ریش سفید نیز در مراسم حضور دارد که وظیفه‌ی هدایت جمعیت را برعهده دارد.

از جمله اعتقادات مردم دیگر در بین مردم می‌توان به این مورد اشاره کرد که وقتی زنی سوار بر جهازی می‌شود باید مرغی را به همراه این زن در جهاز بیاورند، زیرا معتقدند که جنس ماده نباید تک و تنها در جهاز باشد و به همین جهت مرغی را بای جفت شدن جنس ماده به جهاز می‌آورند(دریایی، ۱۳۸۴).

 

۴-۲-۵- اعتقاد مردم کنگ در مورد بپ دریا

یکی از شخصیت‌های افسانه‌ای که از زمان‌های قدیم در دل ساحل نشینان و دریانوردان رعب و وحشت ایجاد کرده بود، شخصیتی به نام بپ دریا بود. کلمه بپ در زبان کنگی به معنای پدر است و اعتقاد دارند که بپ دریا حاکم و فرمانروای دریا است. از لحاظ فیزیکی و ظاهری این شخصیت هم شکل انسان و ساهپوست بود با این تفاوت که دارای صورت سیاه و زشت همانند عنتر بود، تما قسمت‌های بدن او از گشر[۸] و در قسمت‌های دست، پا و کمرش یالی همانند یال ماهی وجود دارد. بپ دریا در اطراف ساحل و دریاها وجود دارد. گپ‌تران[۹] می‌گویند بپ دریا بیشتر در اطراف جزیره‌ی شراعو[۱۰] است و در دریاها سرگردان است. بپ دریا زمانی که با شخصی روبه رو می‌شود سعی می‌کند او را اذیت کند و پس از آن، شخص را از بین می‌برد. به همین دلیل مردم بندر کنگ بچه‌های خود را از تنهایی رفتن به ساحل خصوصا در شب منع می‌کنند. همچنین ناخداها و ملوانان در طول مسافرت دریایی از خوابیدن در جنب سطحه[۱۱] جهاز خودداری می‌کنند، از بیم اینکه مبادا بپ دریا به آنها حمله کند.

دکتر غلامحسین ساعدی در کتاب اهل هوا در مورد بپ دریا چنین می‌نویسد: «موجود افسانه‌ای دریاهاست. هیکل آدمی دارد با بدنی که از صدف‌های درشت(کلنگ) پوشیده شده است و و دست‌های بسیار بلندش انگشت شست ندارد. پستان‌های متعددی سینه‌اش را پوشانیده، بیشتر طرف های هند یا سواحل آفریقا ظاهر می‌شود. ملاحان و جاشوان ایرانی مجسمه‌ی او را در بمبئی و سایر شهرهای هند زیاد دیده‌اند که روی زانو نشسته. بابا دریا در دریاهای بزرگ و عمیق زندگی می‌کند در هوای طوفانی از آب بیرون می‌آید، اگر کسی تنها کنار ساحل نشسته باشد، او را می‌گیرد و به ته دریا می‌برد و یا به کشتی‌ها حمله می‌کند و سعی می‌کند که یک یا دو نفر از جاشوها را بگیرد و به ته دریا ببرد. مشهور است که بابادریا اول با شکار خود لواط می‌کند و بعد او را می‌کشد. بابا دریا تنها از صدا آهن وحشت دارد و بیشتر وقت‌ها حتی از شنیدن اسم آلت فلزی فرار می‌کند. هر وقت بابا دریا پیدا می‌شود جاشوها فریاد برمی‌دارند: تیشه بیار، اره بیار، تبر بیار. دو تکه آهن را محکم به هم می‌کوبند. در جهازها و لنج‌های ایرانی رسم است با دیدن سایه‌ی بابا دریا، کارد کهنه‌ای را تند تند روی لنگر جهاز می‌کشند و اعراب فریاد برمی‌دارند: حدید، حدید»(ساعدی:۱۰۴ و ۱۰۵).

در اساطیر یونان ایزدی به نام اکئانوس(اقیانوس) وجود دارد که حاکم و فرمانروا بر دریاهاست و در اعتقادات مردم بندر کنگ و دیگر ساحل نشینان خلیج فارس بپ دریا مشابه اوست؛ با این تفاوت که اکئانوس خدای دریاهاست و به عنوان شخصیت مثبت در اساطیر یونان بوده، اما بپ دریا شخصیتی منفی و منفور است. بدن بپ دریا ترکیبی از عناسر مختلف طبیعت یعنی انسان، حیوان دریایی و اجسام سخت است. قسمت‌های بیرونی این شخصیت از ماده ای سخت و خشن یعنی گشر تشکیل یافته که می‌تواند معرف خشونت درونی در وجود این شخصیت باشد. اثبات این قضیه که آیا بپ دریا وجود دارد یا نه در بین اهالی بندر کنگ و دیگر ساحل نشینان بسیار مشکل است زیرا اعتقاد زیادی به این شخصیت دارند. ممکن است در زمان‌های قدیم که جهازات به سفر گپ می‌رفتند و خصوصا در شب‌ها که از روشنایی کافی بهره‌مند نبودند، از سواحل آفریقا افرادی مخفیانه به داخل جهازها می‌آمدند. تصورات و تخیلاتی که برای بعضی از دریانوردان به وجود می‌آمد از این افراد به عنوان بپ دریا یاد می‌کنند.

مسئله دیگر این است که ناخدایان و صاحب جهاز چون می‌خواستند ملوانان و افرادی که در جهاز کار می‌کردند، همیشه و در همه حال به حالت آماده باش باشند در مورد این موجود مخوف حرف‌هایی می‌زدند تا در شب به خواب نروند. چنین به نظر می‌رسد که بپ دریا شخصیتی خیالی باشد(دریایی، ۱۳۸۴).

 

مراسم زریف

رزیف مراسمی است که به منظور خوشحالی و نشاط آن را اجرا می‌کنند. این مراسم در عروسی‌ها و شادمانی در شهر کنگ برگزار می‌شود. اشعاری که در رزیف می‌خوانند مملو از ذکر و ستایش خداوند و نعت رسول اکرم (ص) است. این گروه در هنگام اجرای مراسم در دو ردیف قرار می‌گیرند، یک گروه رو به شمال[۱۲] و گروه دیگر رو به کوش[۱۳] قرار می‌گیرند.گروه موسیقی نیز در وسط میدان حضور دارند. افراد گروه موسیقی شامل: دو نفر دهل زن، یک نفر کسر زن، چهار نفر داهیره زن و دو نفر شلنج زن می‌باشند. ابتدا یکی از دهل زن ها شعر رزیف را با صوت دلنشین و رسا شروع می‌کند. سپس به ترتیب دو گروه شعرها را می‌خوانند. دو گروه ایستاده که حدودا هر گروه ۲۰ نفر بوده، هر یک خیزرانی را به دست دارند و فرم حرکات آنها به این صورت است که دست چپ هر یک از افراد دور کمر نفر بعد حلقه می‌شود و در دست راست آنها خیزرانی است. آنها همراه با ریتم آهنگی که نواخته می‌شود، خیزران خود را به سمت جلو و بالای سر حرکت می‌دهند و رقص یکجا و ثابتی دارند به این صورت که پاهای چپ و راست خود را به سمت عقب و جلو حرکت می‌دهند و حرکت بسیار کمی به دیگر قسمت‌های میدان دارند. مدت زمان اجرای مراسم زریف از عصر تا غروب به طول می‌انجامد. لازم به ذکر است که مراسم رزیف و مراسم دیگر از قبیل عروسی، مراسم زار و … در ماه‌های حرام (محرم، صفر و ماه مبارک رمضان) منع شده و این گونه فعالیت‌ها تعطیل است. در دوره‌ی قاجار علاوه بر خیزران از تفنگ و شمشیر نیز در اجرای مراسم رزیف استفاده می‌کردند. به صورت که دو نفر رقص همراه با اسلحه و دو نفر دیگر نیز رقص همراه با شمشیر را در وسط میدان انجام می‌دادند. آنچه در مورد جنبه‌ی نمایشی مراسم رزیف قابل بحث است: حرکات موزون بدن(دست‌ها و پاها)، رقص همراه با خیزران گروه اجرا کننده، خواندن اشعار رزیف به زبان سواحل عربی و همچنین پایکوبی گروه موسیقی به همراه نواختن دهل، داهیره، کسر و شلنج است(دریایی، ۱۳۸۴).

آیین‌ها و مناسک زنان در غیاب همسران دریانورد

تجارت دریایی اقتضا می کرد که مردان به مدت ۸ ماه یا بیشتر از خانه دور باشند. در طی این مدت، زنان به‌عنوان اصلی‌ترین ارکان خانواده، به تنهایی بار زندگی را بر دوش کشیده و با بهره بردن از ذوق و هنر خود، توانسته‌اند تا حدود زیادی از شدت ناملایمات بکاهند. مهم‌ترین دغدغه زنان؛ سالم و با دست پر برگشتن پدران، مردان و فرزندان بوده است. در این مدت، زنان که دلتنگ مردانشان بودند، دغدغه‌ها و آرزوهایشان را با زبان و بیانی ادبی در قالب عناصر مختلف فرهنگی از جمله آیین‌ها باورها، افسانه ها و اشعار زنانه به تصویر کشیده‌اند. برخی از این باورها و مناسک، ارتباط با ایمن کردن سفر دارند؛ نظیر بیرون آمدن «ستاره سهیل» از چاه تا راهنمای مردان دریا باشد؛ نحس بودن سفر دریایی در چهارشنبه آخر ماه قمری، هجدهم ماه قمری و پیش از نماز جمعه یا ریختن خرما به دریا هنگام طوفان توسط زنان نشسته در ساحل.

برخی دیگر در آرزوی بازگشت زودتر عزیزان، مرتبط با باد است تا بتواند کشتی‌های بادبانی (اوزال‌) را مهار کند. در این ارتباط جهت وزش باد اهمیت می‌یابد و زنان در تمنای باد کوش (شرق) که مردانشان را از سواحل افریقا و هند به خانه بیاورد، شبها مخفیانه به سمت خانه هایی می‌رفتند که در آنها به سمت کوش بود و بر دستگیره آن حنا و فضولات حیوانی می مالیدند. باور آن‌ها این بود که صاحبخانه ناراحت شده، دشنام داده و به سبب آن باد کوش خشمگین شده و شروع به وزیدن می کند. در آیینی دیگر برای دراختیار گرفتن نیروی باد، گیاهی به نام «ارو» را که گیاهی خاردار است، می چرخاندند و سر آن را به سمتی که می خواستند باد از آن جانب بوزد قرار می‌دادند و سپس، سنگی بر روی آن می‌گذاشتند.

از مراسم دیگر، ریختن هسته خرما دم درخانه‌هایی است که با گوش دادن پنهانی اخبار خانه، از آن خبر خوش در بازگشت لنج‌ها می‌رسد، این کار تا ریختن هفت هسته خرما ادامه می یابد و باور بر این است که با این کار مردان زودتر بازخواهند گشت.

مراسم دیگر، نظیر «مراسم چهاردهی»، «تفال زدن با تسبیح» و «دوخت انواع لباس و کلاه» برای سرگرم کردن افراد در دوران دوری برگزار شده و پس از بازگشت مردان نیز، جشن و پایکوبی و سوغاتی دادن به همسایگان جریان خواهد داشت.

همچنین، بازتاب جدایی سفرهای دریایی در لالایی‌ها و ترانهه‌ای زنان، اثرات ماندگاری برجای گذاشته است. (تلخیص از: زارعی، ۱۳۹۶)

آداب کفن و دفن و مجالس ختم مردگان

در بندر کنگ مجالس ختم مردگان به مدت سه روز برگزار می‌شود. جمعیت کثیر بندر کنگ اهل سنت هستند. آنها معتنقد هستند که مراسم تدوین و تشییع جنازه، ایمان و اعتقاد به اخرت را تقویت می‌کند و اینکه مجلس ختم برای شخص متوفی باید به مدت سه روز برگزار شود سنت پیامبر است. چگونگی اجرای این مراسم بدین شرح است که ابتدا میت را در یکی از اتاق‌های خانه‌ی شخص متوفی غشل می‌دهند، به شخصی که میت را غسل می‌دهد، غشال می‌گویند. نکته قابل توجه این است که اگر میت مرد بوده، غسال آن باید مرد باشد و اگر میت زن بوده غسال آن باید زن باشد. حتی اگر میت پسر بچه ای کوچک باشد نباید غسال آن زن باشد. پس از غسل دادن، غسال کفن را به دور میت می‌پیچد که شامل پارچه‌ای سفید پنبه‌ای است و مقداری کافور و صندل را بر روی آن می‌ریزند، مقداری پنبه را نیز در قسمت‌های مختلف بدن میت جای می‌دهند و در نهایت مقداری مواد خوشبو و معطر را در کفن می‌ریزد. سپس آن میت را در جنازه می‌گذارند و جنازه را با پارچه‌ی سبزرنگی می‌پوشانند و آن را به سمت مسجد محله می‌برند. در مسجد محله نماز را به جا می‌آورند و سپس امام جماعت فاتحه و دعا را برای میت می‌خواند و جماعت نیز آمین می‌گویند. مردم دوباره جنازه را بلند می‌کنند و به سمت قبرستان می‌برند. جنازه باید دست به دست شود یعنی چهار دستگیره جنازه نباید بر دوش چهار نفر ثابت باشد و همه مردم باید در بردن جنازه به قبرستان شرکت کنند. در میان افرادی که جنازه را با خود حمل می‌کنند، شخصی جمله‌ی «لا اله الا الله» گفته و جمعیت در جواب «محمد رسول الله» می‌گویند و این جمله را تا قبرستان تکرار می‌کنند. نکته‌ی قابل ذکر این است که هیچ زنی در تشییع جنازه و تدفین میت شرکت ندارد، حتی اگر قوم و خویش نزدیک میت باشد و جمعیتی که میت را به خاک می‌سپارند همه مرد هستند. در قبرستان زمانی که میت را می‌خواهند در قبر بگذارند، سه الی چهار نفر درون قبر هستند و آن جمله‌ی «بسم الله و علی ملت رسول الله» را می‌گویند. اگر میت زن باشد روی قبر را با پارچه ای می پوشانند و بعد میت را درون قبر می‌گذارند. شخص صالحی سه مرتبه سوره «قدر» را بر روی یک مشت خاک می‌خواند و سپس به زیر سر میت (زیر صورت میت سمت راست) می‌گذارد. قسمت سر میت را به سمت گاه (شمال) و میت را به دست راست یعنی شمال(مغرب) می‌خوابانند و صورت میت را به سمت قبله (مغرب) می‌گردانند. سپس سنگ‌های مسطحی را به صورت مایل بین بدن میت و دیواره‌ی قبر می‌گذارند، مقداری گل را با آب مخلوط کرده و شیارهای آن را مسدود می‌کنند، اندکی پیش[۱۴] را بر روی آن می‌گذارند و بعد سه الی چهار نفری در قبر هستند از قبر بیرون می‌آیند. حاضرین خاک را به تدریج درون قبر می‌ریزند. زمانی که قبر را پر از خاک کردند دو قطعه سنگ مسطحی را به سمت پا و سر میت می‌گذارند. اگر میت مرد باشد طرف سر میت سنگ بلندتری می‌گذارند و اگر میت زن باشد طرف پای میت سنگ بلندتری می‌گذارند. خاک را نیز بر روی قبر به شکل کوهانی می‌ریزند و دور قبر را با سنگ ریزه ها به صورت سنگچین درست می‌کنند تا خاک پهن نشود و بر روی خاک نیز با آب پاش مقداری آب می‌پاشند. سپس امام جماعت مراسم تلقین را برای میت به جای می‌آورد. تلقین به این صورت است که امام جماعت رو به طرف قبر و پشت به قبله می‌نشیند و به میت یادآوری می‌کند زمانی که با منکر و نکیر رو به رو شدی بگو:

«الله ربی و الاسلام دینی و محمد(ص) نبیی و القرآن کتابی و الکعبه قبلتی و الصلاه و زکات و الصیام و الحج فریضتی و المومنون کلهم اخوانی و المومنات کلهن اخواتی …» یعنی بگو: «خدا پروردگار من است و اسلام دین من است و محمد (ص) پیغمبر من است و کعبه قبله‌ی من است و نماز و زکات و روزه و حج واجبات من است و مردان مومنبرادران من هستند و زنان مومن خواهران من هستند…» بعد از اینکه تلقین به پایان رسید، امام جماعت دعای خیر را رو به قبله برای میت می‌خواند و پس از اینکه از دعا فارغ شدند مردم با اهل و جماعت متوفی دست می‌دهند و به آنها تسلیت می‌گویند. خانواده‌ی متوفی نان و حلوایی یا آب و شربت را می‌نوشند و دعای خیر برای شیخ متوفی می‌کنند. در نهایت جمعیت پراکنده می‌شود و هر یک از افراد راهی خانه‌های خود می‌شوند(دریایی ۱۳۸۴: ۸۷ و ۸۹).

به مدت سه روز در خانه‌ی شخص متوفی  عزاداری و قرآن خوانی برگزار می‌شود و خانواده متوفی دو الی سه ملا را برای خواندن قرآن به خانه می‌آورند که آنها می‌بایست به مدت سه شبانه روز به نیت رسیدن ثواب تلاوتشان به روح مرحوم قرآن را تلاوت می‌کنند در مجلسی که قرآن خوانی برگزار می‌شود، سی پاره وجود دارد. هر یک از افراد افراد که برای تعزیه به مجلس می‌روند می‌بایست حداقل یک جزء قرآن را بخوانند. در مجالس تعزیه گریه و زاری حرام و آن را عیب می‌شمارند تعزیه باید برای آرامش روح مرحوم در کمال آرامش صورت پذیرد. در روز سوم یا چهارم دعای ختم قرآن برگزار می‌شود. گاو یا بزی را ذبح می‌کنند و خانواده‌ی متوفی برنج و گوشتی را برای ناهار طبخ می‌کنند و مردم را بعد از نماز ظهر برای چاشت دعوت می‌کنند. پس از خورد ن چاشت ملا دعای ختم قرآن را می‌خواند و مردم در جواب آمین می‌گویند و در پایان همه به خانه‌های خود می‌روند. مراسم هفت روزی و چهل روزی را نیز برای متوفی برگزار می‌کنند و گاه مراسمی به عنوان چهارماهی را ترتیب می‌دهند و فاتحه‌ای برای آن مرحوم می‌خوانند. اگر شخص متوفی، زنی دارد آن زن باید به مدت چهار ماه و ده روز«عده دار» باشد. یعنی لباس نو به تن نمی‌کندف طلا نمی‌پوشد، با نامحرم صحبت نمی‌کند و بدون حاجت از منزل خارج نمی‌شود. افراد خانواده‌ی متوفی در شب دوشنبه(یکشنبه شب) و شب جمعه(پنج شنبه شب) به قبرستان می‌روند و برای شخص مرحوم فاتحه می‌خوانند. مردم روز عید نیز پس از خواندن نماز عید به سمت قبرستان می‌روند و هر یک از افراد برای خویشاوندان و دوستان مرحوم خود فاتحه‌ای می‌خوانند و رسم است مردم در این دو عید برای کسانی که قبل از عید کوچک (عید فطر) یا عید گپ(عید قربان) فوت شده‌اند، برای تعزیه و خانه‌ی مرحوم می‌روند و به خانه‌ی آن مرحوم تسلیت می‌گویند. در مورد مراسم تعزیه و ختم مردگان و جنبه‌ی نمایشی آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

حمل جنازه توط مردم، خواباندن میت در قبر، خواندن دعای تلقین، آوردن نان و حلوا و شربت بر سر قبر، خواندن سی‌پاره در مجلس تعزیه، غذا دادن به مردم در روز سوم، دیدار و تسلیت گفتن به خانواده‌ی متوفی در روز عید(همان، صص ۹۰-۹۱).

[۱] چارچوب و پایه لنج

[۲] کلفات یک نوع پنبه است که آن را به صورت رشته در می‌آورند و به منظور جلوگیری از نفوذ آب در لنج استفاده می‌کنند. کلفات را با استفاده از منگر در بین شکاف تخته‌های افقی بدنه‌ی لنج قرار می‌دهند.

[۳] جگر کوسه را حرارت می‌دهند و این روغن را به قسمت‌هایی از لنج که بیرون از سطح آب باشد می‌مالند.

[۴] صبحانه

[۵] چوب‌های مدور شکل که برای حرکت کردن لنج از ساحل به سمت دریا در قسمت زیرین قرار می‌دادند.

[۶] برگ‌های درخت خرما

[۷] دیگ

[۸] قشر و لایه‌ی سخت و برنده‌ای که بر روی بدن بعضی از جانداران دریایی همچنین اجسامی از قبیل سنگ که در دریا وجود دارد به چشم می‌خورد.

[۹] بزرگان شهر

[۱۰] شراعو(شراع: بادبان): نام جزیره ای است که به دلیل دارا بودن تپه‌های بلند و قرمز رنگ شراعو نام دارد؛ زیرا از فاصله‌ی دور این تپه‌ها شبیه بادبان لنج می‌مانند. این جزیره در نزدیکی بندر ابوظبی و متعلق به کشور امارات است.

[۱۱] کنار عرشه

[۱۲] مغرب

[۱۳] مشرق

[۱۴] برگ درخت خرما

Avatar

آزمایشگاه طرح‌های شهری نوشته است 12 مطلب

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of