تاریخ شکل‌گیری شهر و تحولات اجتماعی در طول تاریخ شهر

بندر تاریخی کنگ، یکی از بنادر تاریخی خلیج فارس است که در استان هرمزگان قرار دارد. این شهر به عنوان اولین شهر بندری ایران و نخستین شهر تاریخی در خلیج فارس که در فهرست ثبت جهانی قرار گرفته است و دارای ویژگی‌های منحصر به فرد از لحاظ بافت معماری ارزشمند موقعیت جغرافیایی و ژئوپولیتیک و پایگاه جهانی دانش سنتی در کرانه لنج سازی و دریانوردی خلیج فارس می‌باشد.

تاریخ بندر کنگ هنوز به طور کامل تحقیق و بررسی نشده است، عمده آگاهی ما از تاریخ این بندر برگرفته از متون تاریخی و سفرنامه‌های اروپایی و گزارش‌های اداری پرتغالی و اسپانیایی نوشته شده از قرن هفدهم میلادی تاکنون است.

مردم کنگ معتقدند که تاریخ بنای کنگ بیش از ۱۸۰۰ سال می‌باشد و عده‌ای پا را فراتر نهاده می‌گویند کنگ چهار دوره را پشت سر گذارده و کنگ زمان حاضر چهارمین شهری است که بر روی خرابه‌های شهرهای قبلی کنگ بنا شده است.

محمد اعظم بنی عباسیان، در کتاب خود ضمن اشاره به کنگ قدیم می‌نویسد: «کنگ قدیم که اکنون به نام سلطان العلماء بستکی«سلطان آباد» نامند به زنده به گور معروف بوده و بعدا دو کیلومتری شرقی آن ده مخروبه خانه و عمارت ساختند و اهالی متفرقه دیگر در آنجا سکونت کرده به نام کنگ جدید شهرت یافت». (حسن نیا، ۱۳۹۴)

بندر کنگ در دوران پیش از اسلام

منابع مکتوب تاریخی باتوجه به موقعیت جغرافیایی بندر کنگ قبل از اسلام نامی از این بندر تاریخی نمی‌برند و یا در منابع مکتوب یافت نشده است. اما قلعه لشتان در نزدیکی بندر کنگ و آثار به جامانده در آن، حکایت از قدمت دیرینه این بندر دارد. مکتوبات مختلف در خصوص نام لشتان حکایت از تلقی آن به‌عنوان ناحیه‌ای مشتمل بر روستاها و قلعه و بندر کنگ بوده دارد. قلعه لشتان در ارتفاعی کمتر از ۲۰۰ متر و مساحتی حدود ۳۰۰۰۰ هکتار دارد. در گذشته در اطراف قلعه و در لبه های کوه دیواری از سنگ بنا شده و در هر بیست تا سی متر طول دیوار یک برج دیدبانی ساخته شده است. درون قلعه آثار برجای مانده از حکایت از تعداد زیادی خانه، انبار آذوقه، برکه‌های مسقف و غیرمسقف و آب انبار و همچنین گورستان دارد. با ایجاد فرضیه‌ها و مشاهدات آثار تاریخی می‌توان به شواهدی دسترسی پیدا کرد که بندر کنگ به عنوان تنها بندر بزرگ ساحل دریا در منطقه باستانی لشتان، سابقه‌اش به پیش از اسلام بر می‌گردد. قلعه لشتان که شهری تقریبا پنج هزار نفری بر بالای یک کوه است، در دوره‌های مختلف تاریخی کاربردهای متفاوتی داشته است و ممکن است در یک دوره، انبار غلات و آذوقه مردم بوده و در دوره دیگری، دولتمرد یا حاکمی از آن به‌عنوان یک دژ نظامی استفاده کرده است. وجود نشانه های ایران باستان در قلعه لشتان و بناها و برکه های سنگی آن، نشان از قدمت این قلعه و منطقه دردوره های قبل از اسلام دارد.

چون در دوره هخامنشی، شاهان این دوره و به ویژه، داریوش هخامنشی توجه خاصی به تجارت دریایی در مناطق جنوبی ایران داشته‌اند و موقعیت جغرافیایی و سواحل بندر کنگ که در قسمت غربی خلیج فارس واقع است و نزدیکی بیشتر به تخت جمشید، کاخ شاهان هخامنشی و پاسارگاد داشته است، نمی توانست از نگاه سلسله هخامنشی نادیده انگاشته شود. در دوره ساسانی نیز اردشیر بابکان و جانشینان او توجه ویژه‌ای به خلیج فارس و بنادر و جزایر آن داشتند.

درحال حاضر، کاوش‌های باستانشناسی در کنگ و اطراف آن صورت نگرفته و تنها مدرکی که درحال حاضر می توان به آن استناد کرد، قلعه لشتان و قدمت آن و سنگ قبرها و شیوه خواباندن مرده‌ها در قبرستان روستای بارچاه (واقع در حریم شهر کنگ) است. در هرحال، قلعه لشتان به عنوان دژی که از یک طرف بر چاه مسلم و مناطق پس کرانه ای بندر کنگ مسلط بوده و از طرف دیگر، اشراف کامل بر دریا و بنادر کنگ و لنگه دارد، برای حاکمان ادوار مختلف اهمیت داشته است. به گفته ای، روستای بارچاه مرکز لشتان بوده و بندر کنگ، تنها بندر آن روز خطه لشتان محسوب می شده است. (نوربخش، ۱۳۷۴، صص۱۹-۲۰)

داستانها و نظراتی درخصوص اینکه میان قلعه لشتان و برج مدور که درجنوب غربی بندر کنگ در داخل دریا وجود داشته، راهی زیرزمینی وجود دارد و از آن در دوران‌های محاصره قلعه برای انتقال آب و آذوقه استفاده می‌شده است.

 

 بندر کنگ در قبل از دوران صفویه

از دوره سلجوقیان آثار زیادی در این بندر وجود دارد که از آن جمله مسجد سه طبقه و برج مدور دریایی است. محقق معاصر دکتر احمد اقتداری در کتاب آثار شهرهای باستانی ایران، تحقیقاتی در این زمینه دارند که به وجود سبک برخی از ساختمان‌های در حال ویرانی بندر کنگ در عصر سلاجقه صحه می‌گذارد. برخی نیز بر این باورند که سبک بنای زیارت خضر در بندر کنگ سبک معماری سلجوقی است. (اقتداری، ۱۳۷۵)

در دوره بعدی عصر اتابکان فارس است که پس از تصرف جزیره کیش به آبادانی و رونق کنگ هم کشید و در این زمان است که بندر کنگ تجدید حیات یافت و تنها بندر ترانزیتی عهد «دولتخانه» گردید. بیشتر آثار موجود از برکه‌ها مانند برکه «دریادولت» و برکه «پنج تایی» از آن دوره به یادگار مانده است و خود تسمیه دریا دولت» گواه و مویدی است بر وجود دولتخانه کنگ و کیش که این برکه بزرگ به «دولت» و «دولت خانه» و «دریادولت» نام گذاری شده است. (حسن نیا، ۱۳۹۴ به نقل از: دریایی، ۱۳۸۴)

 

کنگ در زمان صفویه

دوران رونق بندر کنگدر  عهد صفوی از زمان شاه عباس اول آغاز می‌گردد و دوران شاه عباس دوم و شاه سلیمان را در بر می‌گیرد. رونق بندر کنگ در دوران صفوی به نقش آفرینی‌های سیاسی کشورهای اروپایی (هلند و انگلیس و پرتغال)، هند و عمان عمسقط) و تاحدی، عربهای حوزه خلیج فارس باز می گردد. بندر کنگ بعد از شکست پرتغالی ها در جزیره قشم و هرمز، رونق گرفت و شاه عباس بنا به سیاستی که اتخاذ کرد، اجازه داد پرتغالی‌ها و هلندی ها در بندر کنگ اقامت کنند و مبادرت به ساختمان تجارتخانه و قلعه و تاسیسات بندری و گمرک نمایند و به تجارت و داد و ستد با بنادر دیگر ایران و سایر کشورها بپردازند.

نام بندر کنگ از زمان اخراج پرتغالی‌ها از خلیج فارس و تصرف جزیره هرموز به دست قوای امامقلی خان امیرالامرای فارس و حاکم لارستان، که به دستور شاه عباس کبیر اقدام کرد، در کتب و متون قدیم ذکر شده است، که در این روزگار، پس از شکست پرتغالی‌ها نظر به سیاست شاه عباس در خلیج فارس و برای دلجویی از بازرگانان آنها، اجازه داده شد، پرتغالی‌ها و هلندی‌ها در بندر کنگ تجارتخانه بسازند. پیش از آن هم در طول مدت یک سده تسلط پرتغالی‌ها بر خلیج فارس، این بندر دارای اهمیت بازرگانی بوده است. انگلیسی‌ها و هلندی‌ها و سایر اقوام اروپایی سوداگر پراکنده در اقیانوس هند نیز گوشه چشمی به این بندر داشتند و به آن ساحل آمدورفت کردند و ابنیه و تجارتخانه و لنگرگاه ساختند. اما بندر لنگه پس از زوال دولت کنگ ثروتمند شد و رونق و شکوفایی خود را آغاز کرد. از زمان کریم خان زند سهولت ارتباط دریایی سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس در بندر لنگه، رونق بازرگانی فوق العاده‌ای به کنگ و لنگه بخشید و وجود راه کاروانی کوتاه لنگه، جناح، بستک، لار، جهرم، شیراز و راه کاروانی بندر کن دژگان، لمزان، گوده، بستک، لار و شیراز بر اهمیت این دو بندر افزود (اقتداری، ۳۷۵ ص ۴۸۱).

به گفته ای تاریخ بندر کنگ در دوره صفویه و پس از آن که شاه عباس، پرتغالی‌ها را از جزیره هرمز اخراج کرد و پرتغالی ها چند حمله ناکام بی سالهای ۱۰۳۲ و ۱۰۴۰ به جزیره هرمز دارند، آغاز می شود. بعد از اینکه پرتغالیها نتوانستند جزیره هرمز را بازپس بگیرند، از در صلح جویی در می آیند. (حسن نیا، ۱۳۹۴، به نقل از: یوم سقطت هرمز، ۱۹۹۶) در جلد دوم کتاب سمینار خلیج فارس همچنین در مورد اقامت پرتغالی ها در بندر کنگ نوشته اند: پس از سقوط هرمز چون پرتغالی ها از پس گرفتن آن جزیره بکلی مایوس شدند، با شاه عباس از در دوستی در آمدند و از آنچه در سواحل ایران داشتند رسما چشم پوشیده در عوض اجازه گرفتند در بندر کنگ (KUNG) که در هفت کیلومتری شمال شرقی بندر لنگه واقع بود قلعه ای، تجارتخانه‌ای بسازند و در بحرین به صید مروارید بپردازند و به موجب معاهده ای مقرر شد که از آن تاریخ مال التجاره‌ی پرتغالی در آن بندر از حقوق گمرکی معاف و نصف عایدات گمرکی بندر کنگ به ایشان داده شود. به‌نظر می رسد پافشاری ایران بر عدم دراختیار گذشتن جزیره هرمز به پرتغالی‌ها برای تجارت و پیشنهاد بندر کنگ به جای آن، امکان استیلای بیشتر نیروی زمینی ایران بر این بخش از سرزمین بوده است، موضوعی که به دلیل جزیره بودن هرمز، نیازمند قوای دریایی پیشرفته جهت مقابله احتمالی بوده است.

سر آرنولد ویلسن درباره بندر کنگ می نویسد: در سنه ۱۶۲۵ پرتغالی‌ها سعی باطلی کردند که هرمز را مجددا متصرف شوند و همان سال در کونگ واقع در ساحل ایران تجارتخانه و قلعه مستحکمی بنا نمودند و این نقطه بعدها تا مدتی دارای اعتبار و اهمیت تجارتی مخصوص بود.

آنچه مسلم است، کنگ در عصر صفوی دارای درآمد قابل توجهی بوده است؛ نصرالله فلسفی، در کتاب زندگانی شاه عباس در دوران صفویه، در رابطه با اخذ عوارض در سواحل خلیج فارس و بندر کنگ چنین آورده است: «از جمله اخذ عوارض دیگر، عوارضی است که از کسبه و پیشه وران و اصناف گرفته می شد و به وسیله کلانتران هر شهر وصول می گشت، به گفته شاردن جهانگرد فرانسوی، در زمان شاه عباس اول از هر دکان در حدود یکصد دینار تا یک عباسی عوارض گرفته می شد، در سواحل خلیج فارس ده درصد از قیمت اجناسی که به ایران وارد می شد به عنوان عوارض گمرکی می گرفتند».

بعد همین نویسنده و مورخ، در این مورد ادامه داده و می نویسد: «در آمد سالیانه گمرکات گمبرون و بندر کنگ در عهد شاه عباس دوم ۲۴ هزار تومان ولی هنگام سلطنت شاه سلیمان این مبلغ به نصف رسید، پرتغالیان نیز پس از اینکه جزایر و بنادر ایران را رها کردند از مزایای تجارت آزاد برخوردار شدند و نیمی از درآمد گمرک بندر کنگ را در برابر تخلیه جزایر بحرین و مراکز صید مروارید ادعا کردند و لذا دولت هلند نیز اجازه یافت که تا حدود بیست هزار تومان کالاهای هلندی به ایران وارد کند».

نویسنده کتاب «تاریخ ایران» درباره کنگ به زمان سلطنت شاه سلیمان می نویسد: «به گفته شاردن، در شش هفت سال اول حکومت شاه سلیمان، در آمد گمرکات بندر عباس و کنگ به چهار صد هزار لیور، تقریبا از ۹۱۰ تا ۱۱۰ تومان درسال می شد، حال آنکه در عهد شاه عباس دوم، عواید مزبور یکصد هزار لیور معادل ۲۴۴۴ تومان ایران بالغ می گشت».

شاه عباس که می‌خواست از رقبای اروپایی علیه یکدیگر به نفع ایران استفاده کند، به این تصور که اگر روزگاری میان او و انگلیسی‌ها و هلندی‌ها به هم خورد و از نیروی دریایی هم بی بهره باشد، بتواند از پرتغالی‌ها علیه این دو کشور استفاده کند. (اقبال، ۱۳۲۸)

در زمان سلطنت شاه سلطان حسین، اعراب مسقط به بندر کنگ حمله بردند و شهر بندر کنگ را در جمادی الثانی ۱۱۰۶/ دسامبر ۱۶۹۵ غارت کردند. انگلیسی ها و هلندی ها که نیروی دریایی قوی در خلیج فارس داشتند، حاضر به همکاری با پادشاه صفوی برای سرکوبی راهزنان نشدند. (به نقل از: نوایی، ۱۳۷۷) شاه سلطان حسین صفوی به دلیل حمله اعراب مسقط به بندر کنگ از پرتغالی‌ها درخواست کمک کرد. دلیل این حملات، توسعه طلبی و بلندپروازی‌های سلطان بن یوسف، امام مسقط در جهت گسترش ناوگان دریایی‌اش بود و سلطان عمان با پانزده کشتی به بندر کنگ حمله کرد و پس از بمباران وارد شهر شد و به غارت و چپاول اموال مردم کنگ دست زد و بیش از شصت هزار تومان کالا از بندر کنگ به غارت برد. (به نقل از حبیبی و وثوقی، ۱۳۸۷) متعاقب مذاکراتی که بین نمایندگان ایران و نایب السلطنه پرتغال صورت گرفت، متن قرارداد تجاری در سال ۱۱۰۷ هجری تهیه شد و مقرر شد پرتغالی‌ها بیست کشتی جنگی برای جنگ با اعراب راهزن عمانی آماده کنند و شش کشتی پارویی برای دفاع از کنگ بسازند. شاه ایران نیز نیروی زمینی به مقدار لازم و مکفی فراهم نماید و برای هر دو کشتی سالانه دو هزار تومان کمک هزینه بپردازد. این توافقات و توافقات دیگر زمینه گسترش همکاری ایران و پرتغال شد. وضعیت آمریت آمیز پرتغالیها در کنگ تا زمانی که نیروی دریایی لازم و قدرتمند در خلیج فارس داشتند و کشتی‌های تجاری را به عبور از کنگ وادار می‌کردند، ادامه پیدا کرد و زمانی که قدرت آنها کم شد، کشتی‌ها راه بنادر دیگر را در پیش گرفتند و حاکم کنگ از پرداخت عواید گمرکی آنها خودداری کرد و تا مدتی هم سالانه ۱۵۰۰۰ کرون به پرتغالی‌ها در کنگ پرداخت می شد که تا سال ۱۷۱۱ این پرداخت به کلی متوقف شد. (به نقل از کرزن، ۱۳۵۰)

پرتغالی‌ها پس از اقامت در بندر کنگ خیلی تلاش کردند که موقعیت قبلی خویش را در بنادر و سواحل کسب نمایند و علیرغم تماس ها و توطئه هائی که سفراء و نمایندگان پرتغالی به‌عمل آوردند، از آن پس نتوانستند به جزیره هرمز دست بیابند، حکومت مرکزی نیز روزبروز از امتیازات ایشان کاست و خصوصا عوایدی را که قرار بود در کنگ به آنها پرداخت نماید به آنها نداد، تا جائی که خسته شده و بالاخره آب‌های ایران را برای همیشه ترک گفتند.

ویلسن انگلیسی، درباره عاقبت کار پرتغالی ها می نویسد: «بطوری که در بالا اشاره کردیم یگانه نقطه ای که در خلیج فارس به تصرف ایشان باقی ماند بندر کوچک «کونگ» بود که آن را هم بالاخره از دست ایشان گرفتند».

ژان باتیست تاورنیه که در اوائل قرن هفدهم میلادی، شش بار به ایران و هند سفر کرده است و سفرنامه او برای اولین بار در سال ۱۳۳۱ ه . ق به پارسی ترجمه و چاپ شده است، در سفرنامه خود پیرامون پایان کار پرتغالی ها در بندر کنگ می نویسد: شاه عباس در خصوص گمرک بندر کنگ با پرتغالی ها همان قسم معامله کرده بود که با انگلیسی‌ها در باب گمرک بندرعباس عهدنامه ای بسته بود. اما بعد از آنکه قوای پرتغالی‌ها بواسطه جنگ با هلند ضعیف شد با آنها هم مثل انگلیسی‌ها رفتار نمودند بلکه بدتر و چیز مختصری که حالا به آنها می‌دهند، به زحمت این نمی ارزد که یک مامور در آنجا نگاهدارند.

وادالا نایب کنسول سابق فرانسه در بوشهر، درباره عاقبت کار پرتغالی ها در کنگ نوشته است: «در کنگ، جایی که پرتغالیان تا سده ی هیجدهم دریانوردی می کردند خرابی‌های آثارشان بجا مانده است. به سال ۱۶۲۵ پرتغالیان مجبور شدند با شاه عباس یک پیمان عدم تعرض امضاء نمایند و به موجب آن پیمان تمام تجهیزات دریایی به جز صیدگاه‌های مروارید بحرین و گمرک قشم را از دست دادند، وقتی ستارهای اقبال و نیرویشان رو به افول رفت، فرماندار کنگ از پرداخت بخش مالیات گمرگ خانه هایی که به آنها عودت داده شده بود، امتناع نمود.

پرتغالیان بسیار تلاش نمودند و حتی یک ناوچه به کنگ روانه کردند، پرداخت گمرکی سالانه ۱۵۰۰۰ کورون تعیین شده بود که تا سال ۱۷۱۱ میبایست تادیه شود. این بود انتها و عاقبت کار کشف پرشکوه و سودآور کرانه های خلیج فارس که پرتغالیان هرگز نتوانستند دیگر در آنجا ظاهر گردند». (حسن نیا، ۱۳۹۴ صص: ۸۰-۷۱)

 

کنگ در زمان افشاریه و زندیه

در دوره افشاریه در تاریخ آمده است که نادرشاه افشار برای ایجاد نیروی دریایی و خصوصا حمله به جلفار و عمان و بحرین از دو نقطه جنوب کشور منحصر ناخدا و ربان و راهنما می‌خواهد که اولی سوزا و پی پشت کشم (قشم) و دومی بندر کنگ بوده است. همچنین، در منابع آمده است که نادرشاه به کشتی سازان بندر کنگی که کشتی های آنها تا سواحل چین، افریقا و مدیترانه می رفتند، دستور داد برای نیروی دریایی ایران در خلیج فارس کشتی‌های جنگی بسازد و بودجه‌ای برای آن در نظر گرفته بود و در اختیار کشتی‌سازان جنگی گذاشته بود که در حمله ملک درانی به عباسی و بندر کنگ از بین رفت. (حسن نیا، ۱۳۹۴، به نقل از: رایین ۱۳۵۰)

«دکتر احمد اقتداری» در مورد رونق و اعتبار بندر کنگ درر دوره زندیه و کریم خان زند می نویسد: «از زمان کریم خان زند سهولت ارتباط دریائی سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس در سواحل بندر لنگه، رونق بازرگانی فوق العاده‌ای به لنگه و کنگ بخشید و وجود راه کاروانی کوتاه لنگه، جناح، بستک، لار، جهرم، شیراز و راه کاروانی کنگ، دژگان، لمزان، گوده، بستک، لار، شیراز، بر اهمیت بازرگانی این دو بندر افزود». به نظر می رسد با توجه به نزدیکی شیراز، پایتخت زندیه، به بندر کنگ سیاست‌های سهل گیرانه کریم خان زند و ارتباط خوب بین کریم خان زند و خوانین بنی عباسیان بستک که بر بندر کنگ نیز حاکمیت داشتند، در این دوره بندر کنگ مسیر شکوفایی بیشتری را طی کرد و اگر مسیر تجاری عنوان شده در فوق را هم به آن اضافه کنیم به خوبی متوجه می‌شویم که بندر کنگ در این دوره در کنار بندر لنگه به شکوفایی خود ادامه می‌داد و هیچ تناقضی بین شکوفایی اقتصادی بندر کنگ و لنگه وجود نداشت. اما سؤال اصلی اینجاست که چه عواملی از دوره زندیه به بعد تا اواخر دوره قاجار باعث شد تا بندر لنگه نسبت به بندر کنگ جلوتر بیفتد. آیا مسیر تجاری بندر لنگه به شیراز بهتر از مسیر تجاری کنگ به شیراز بوده است یا اینکه مسائل دیگری در این امر دخیل بودند که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

در دوره کریم خان زند طایفه عرب قواسمی یا جواسمی یا قواسم به دستور کریم خان زند و نظر به سیاست های نظامی و بازرگانی وکیل الرعایا در بندر لنگه سکونت گزیدند و این جماعت که دریانوردانی دلیر و پرکار بودند تبدیل به بازرگانانی خبره شدند و بر آبادانی بندر لنگه چنان افزودند که لنگه از نام آورترین بنادر خلیج فارس شد و بعدها به روزگار قاجار نام عروس بنادر ایران را گرفت (اقتداری ۱۳۷۵، ص۴۸۱) به نظر می‌رسد آمدن قواسم به بندر لنگه و تجربه تجاری آنها در سواحل جنوبی و شمالی خلیج فارس باعث عقب افتادن بندر کنگ و سایر بنادر خلیج فارس از بندر لنگه در زمینه تجارت و اقتصاد باشد. اما با توجه به نزدیکی بندر کنگ به لنگه، تأثیرپذیری این بندر از بندر لنگه در زمینه اقتصادی و افول بازرگانی بیشتر بوده است. قواسم در تجارت دریایی منطقه ای و بین المللی تجربه زیادی داشتند و با توجه به سکونت آنها در عمان و رأس الخیمه و انجم کارهای تجاری، گمرک بندر لنگه را از گمرک بندر کنگ شکوفاتر ساختند. اما این به منزله سقوط اقتصادی بندر کنگ نبود.

اعراب قواسم و یا جواسم به اعتبار نوشته های سدیدالسلطنه کبابی و دیگران در ابتدا از بندر سیراف به نجد و از نجد و عربستان به سواحل ایران آمدند و در این قسمت ها به کشتیرانی و دریانوردی و دادوستد و قتل و غارت و حمله به کشتی های داخلی و خارجی و بنادر و سواحل پرداختند، عاقبت نیز مطیع حکومت مرکزی ایران شدند و از در اطاعت در آمدند.

بنابر نوشته دکتر احمد اقتداری، «طایفه عرب قواسمی یا جواسمی یا جواسم و قواسم به امر و اجازه کریم خان زند و نظر به سیاست نظامی و بازرگانی وکیل الرعایا در بندر لنگه سکونت گزیدند و این جماعت که دریانوردانی دلیر و پرکار و بازرگانانی خبره و پر آوازه شدند، به آبادی و رونق بندرلنگه افزودند».

بنا به نوشته محمداعظم بنی عباسیان بستکی: «در سال ۱۱۶۹ هجری مشایخ قواسم به سرکردگی شیخ صفر و شیخ راشد و به کمک مشایخ عمان وال مرزوق بنادر کنگ، لنگه، بستانه و مغویه را به تصرف در آورده و بیخه لشتان و جزایر تابعه را اشغال می نمایند، در این موقع از بندر لنگه برای شیخ محمدخان بستکی که در خدمت کریم خان زند بوده است خبر می برند و او نیز جریان را با کریم خان زند پادشاه در میان می گذارد».

کریم خان زند فرمان حکومت بندر عباس و بنادر لنگه و جزایر را به نام شیخ محمد خان صادر نموده به او ماموریت میدهد هر چه زودتر در قلع و قمع و اخراج اعراب و قواسم و خوارج اقدام نمایند.

شیخ محمدخان با جمعیت کثیری بر حسب فرمان کریم خان زند به طرف لنگ و لشتان حرکت می کند و کنگ و لنگه و بستانه را محاصره کرده شیخ مزروقی بدون مقاومت تسلیم می گردد، ولی طایفه قواسم به مقابله پرداخته و مقاومت می کنند ولی پس از چند روز شکست می خورند و شیخ صقر قاسمی در قلعه کنگ داخل دریا متحصن می‌شود و بقیه در کشتی های خود نشسته متواری می‌گردند، شیخ محمدخان دستور محاصره قلعه داخل دریا را صادر می کند. چون در قلعه کنگ از حیث آذوقه در مضیقه می‌افتند شیخ صقر و باقی مانده تفنگچیان او تسلیم می شوند».

 

کنگ در زمان قاجاریه

محمد ابراهیم کازرونی مامور دربار محمدشاه قاجار در گزارش مسافرت خود به بندر لنگه و کنگ در مورد کنگ چنین می نویسد: بندر کنگ بندری بوده است آباد و در آن عمارات عالیه بوده و اکنون نیز آثار عمارات قدیم با کمال استحکام، کاروانسراهای دو طبقه و قلعه در کنار دریا برپا بوده که اکنون ستونها و طبقات عمارات آن برقرار است و منشاء تعجب ناظرین می‌گردد و در این اوقات در محله از بندر مذکور آباد است یک محله شیعه اثنی عشری و یک محله شافعی مذهب و هر محله بقدر سیصد خانوار ساکن و گاو و گوسفند وافر دارند و معادل سیزده باب دکان کوزه ساز اهل جراشن (گراش) لار در بندر کنگ مشغول کوزه سازی هستند از دکانی در سال شیخ سعید عامل، مبلغ سه تومان بیاض که شش تومان رایج سلطانی است می گیرد و از بندر کنگ مواشی نیز می گیرد و دور آن بندر خراب تخمینا سه فرسنگ راه است و آثار عمارات عالیه و آب انبارهای بسیار هویدا است و اکثر آنها مملو از آب باران و مقبره قدیم آن بندر، منشاء عبرت ناظرین است که قبوری که از قدیم بوده و بر آنها احوال اموات تجار هر دیار به اسم و رسم و بلد اصلی آنها منقور و منقوش است و از بندر کنگ تا بندر (بندر معلم) که از مضافات لنگه است سه فرسنگ مسافت است».  در دوره قاجار بندر لنگه و کنگ هم مانند سایر بنادر سواحل خلیج فارس گاه گاهی به اجاره حکام مسقط درآمده و زمانی در این میان بین اجاره داران مسقطی و جواسمی یا به اصطلاح محمدابراهیم عامل قاسمی اختلاف و کشمکش و جنگ و صلح به میان می آمد، اما در هر حال بندر لنگه و خواهر پیرش کنگ در این دوران عروسان بنادر ساحل خلیج فارس بودند. بندر کنگ مردمی دریانورد، سخت خو و سخت کوش دارد و از دیرباز در دریاهای دوردست کشتیرانی کرده و به سواحل هند و آفریقا و یمن آمدوشد داشتند و در حال حاضر نیز این خصلت را حفظ کرده اند.

در دوران قاجاریه بندر کنگ هنوز آخرین تلاش های خود را برای حفظ رونق دریایی خویش بکار می برد. در این زمان وزارت خارجه انگلیس به ژنرال کنسول انگلیس پیشنهاد می‌کند که گمرکات جزایر و بنادری چون محمره (خرمشهر)، بندرعباس، بندر لنگه و کنگ و هرمز را سربازان انگلیس تصرف و بوشهر را اشغال کنند، بنا به نوشته «مولفین» مجموعه پژوهش‌های تاریخی، انگلیسی‌ها به سبب اغتشاشات جنوب، اعزام نیروی بیشتری از هند و اشغال بوشهر به مدت سه ماه را الزامی می‌دانستند». بندر کنگ در دوره ناصرالدین شاه قاجار به افول می رود. در گزارش ادوارد استاک از خلیج فارس آمده است که «به نظر می رسد که بندر کنگ نیز همانند بندر لنگه در دوره ناصرالدین شاه روبه افول رفته است و بندری که در دوره صفویه، ده هزار نفر جمعیت داشت، درحال حاضر به صورت روستایی در کنار بندر لنگه محسوب می شد».

 

کنگ در زمان پهلوی

در عهد پهلوی، به واسطه اجرای قانون انحصار تجارت و عدم توجه کافی حکومت مرکزی به بنادر و سواحل خلیج فارس، بنادر کنگ و لنگه به صورت چرخ پنجم کالسکه ای در آمدند و دریانوردی و تجارت آنها روی به افول گذارد.

کنگ در روزگار پهلوی اول با افول ستاره بندر لنگه، دوباره رونق گرفت و محل آمدوشد کشتی های بادبانی و حمل و نقل کالا شد، اما بندر لنگه با مهاجرت قواسم و قطع ارتباط بازرگانی بندر لنگه، لار و شیراز و تأسیس بندر بزرگ خرمشهر در کناره غربی خلیج فارس و تمرکز امور بازرگانی در خرمشهر و تهران از رونق افتاد. تا آنجا که به صورت روستای کوچکی در آمد و خانه ها خالی از سکنه شدند و در و پنجره و مصالح ساختمانی گرانبهای آن را به شهرهای دیگر بردند و گستره ای از کوچه ها و بازارها و دکان های خرابه غیر مسکون برجای ماند (اقتداری، ۱۳۷۵، صص ۴۷۵ – ۴۷۶).

به نظر می رسد سرنوشت بندر کنگ و بندر لنگه به هم وابسته بوده است و هر زمان کنگ شکوفا بوده، لنگه هم دارای اقتصاد شکوفایی بود که دوره زندیه و بیشتر ادوار قاجار به این منوال بوده است و اگر بندر کنگ در دوره پهلوی اول و دوم از شکوفایی خاصی برخوردار نبود، بندر لنگه هم به همین روال دوره افول را طی می کرد. در هر دوره در خلیج فارس یک بندر یا جزیره اقتصاد این پهنه دریایی را تحت تأثیر قرار میداده است. زمانی سیراف، زمانی جزیره هرموز، زمانی بندر بوشهر، زمانی جزیره کیش و زمانی نیز بندر کنگ و لنگه عروسان خلیج فارس بودند. با توجه به کشف نفت در مناطق غربی سواحل شمالی خلیج فارس و افول تجارت مروارید به دلیل کشت مروارید مصنوعی در دوره پهلوی اول، مناطق غربی خلیج فارس از اهمیت بیشتری برخوردار شدند. بندر خرمشهر و آبادان با توجه به اتصال به راه آهن در دوره پهلوی اول از شکوفایی بیشتری برخوردار شده و اوضاع اقتصادی دیگر بنادر از جمله بندر کنگ را تحت تأثیر قرار دادند و دیگر کشتی‌های بزرگ بیشتر در بنادر استان خوزستان بارگیری می‌کردند و وجود تأسیسات نفتی و ثروت نفت باعث شد که بسیاری از مردم مناطق بندر کنگ و لنگه نیز برای امرار معاش به آبادان سفر کنند. ‌ کشف نفت در کوتاه مدت سبب رکود اقتصاد دریایی در بندر کنگ و لنگه از اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی شد.

اما این همه جوانب قضیه نیست. دو عامل مهمی که در دوره پهلوی اول باعث رکود اقتصادی بندر کنگ و لنگه و مهاجرت افراد از این دو بندر و در نهایت افول اقتصادی کنگ شد، یکی قانون متحدالشکل کردن لباس و دیگری قانون انحصار تجارت در دوره رضاشاه بود. با توجه به بافت سنتی، آداب و رسوم و شیوه پوشش مردم در بندر کنگ، آنها نمی توانستند قانون متحدالشکل کردن لباس رضاشاهی را بپذیرند و با توجه به روابط نسبی و سببی که مردم بندر کنگ با مناطق جنوبی خلیج فارس داشتند، خیلی از تجار و نیروی کار بندر کنگ به دوبی و دیگر امارت نشین‌های خلیج فارس مهاجرت کردند، که باعث خالی شدن بسیاری از خانه ها در بندر کنگ و مهاجرت مردم شد و خیلی از این افراد با توجه به کشف نفت در کشورهای عربی و شکوفایی اقتصادی آن کشورها، هرگز به بندر کنگ بازنگشتند و بسیاری از نزدیکان خود را نیز ترغیب به مهاجرت کردند. عامل دوم نیز اجرای قانون انحصار تجارت و دولتی کردن تجارت توسط رضاشاه بود که اقتصاد خرده‌پا و تجارت دریایی سنتی تجار در سواحل شمالی خلیج فارس را با معضل اساسی مواجه کرد‌ و خیلی از تجار بندر کنگ و لنگه با ورشکستگی مواجه شده و به سواحل جنوبی خلیج فارس که از اقتصاد آزادتری برخوردار بودند، مهاجرت کرده و سرمایه زیادی از این بنادر خارج شد. به تبع آن هم با نبود ثروت و تجارت در بندر کنگ، ساختار شهری این بندر که بسیاری از آنها توسط همین تجار ساخته می شد، با افول تدریجی مواجه شد. (حسن‌نیا، ۱۳۹۴)

مأمور بازدید گمرک که در سال ۱۳۴۹ (دوره پهلوی دوم) به این بندر سفر کرده است، ویژگی‌های بندر کنگ را چنین بیان می کند: «کنگ قصبه ای است که در ساحل دریا قرار گرفته و دارای ۷۰۰ خانوار و حدود هفت هزار نفوس است. محل بسیار آبادان و زیبایی است و از هوا و دریا صدها بادگیر منظره‌ای باشکوه به آن داده است. مردم ثروتمندی دارد. جملگی شافعی مذهب هستند. نژاد ایرانی دارند و به زبان بندری و عربی تکلم می‌کنند.» (همان)

Avatar

آزمایشگاه طرح‌های شهری نوشته است 12 مطلب

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of